خرید بک لینک
کنار پنجره ای نشسته امکه هنوز باز استچرا صدای مرا نمی شنود؟نگاه فرسوده،رنگ کتابی راکه تا بحال دویده استنمی بیند.این کتاب مملو ازتکه های خاطره هاستکه در حسرتیک لحظه دیدار،در سکوتی سنگینگم می شوند.این کتاب نه نامی داردنه نشانینه می توان آن را فروختنه می توان آن را خریدیک جلد بیشتر نداردخوانا نیستاما نویسنده اشبا چشم بسته می خواند.کتابخانه شهر فرو می ریزدزیر بار کتابهائیکه بسته شده اندو هیچگاه باز نخواهند شدحسرت به دل خاطره هاخواهد ماند.روزنامه ها امااین کتابها را شماره می کننددکتر محمد گروکانبرچسبها: محمدگروکان

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: يکشنبه 7 مرداد 1403 ساعت: 19:00

من بارها شنیده بودم،
که سیبِ سرخ
نصیبِ شغال می شود
، ولی
امرز، در روشنیِ روز شاهدم
باغی گشوده را
که سیب های سرخ و سفیدش همه،
فارغ از رنگ و بویشان
نه نصیب،
که اسیر و جویده می شوند،
در مغز خوک ها
و شالیزار پر از مترسکی
که انهدام،
در انتظارِ ساقه های نزارش،
به زیرِ پایِ گرازان
یکی یکی است

عنایت کرمی


برچسبها: عنایت کرمی

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: يکشنبه 7 مرداد 1403 ساعت: 19:00

صفحه بندی